آنکه زهر نمی اندیشد شیرینی ندارد

توكل يعني : اجازه بدهي خداوند خودش تصميم بگيرد ! تو فقط دعا كن و پيشاپيش شاد باش و ايمان داشته باش كه خداوند… دعايـت را بــــــــــــــــــزودي مســــــــتجاب ميكند !!! چون خداوند … نه به اندازه آرزويت ، كه به اندازه امــــــــــــــيد و اطـــــــــمينان توست ، كه ميبخشد…
93/04/30 | 1:23

 

خشونت، جنسیت نمی‌شناسد؛ هیچ ظلم تاریخی و ریشه‌داری هم نمی‌تواند و نباید توجیه‌اش کند. کتک زدن، فحاشی، تحمیل نظر خود، فریاد زدن، شک داشتن به دیگری، آزار دادن و...همه مصداق خشونت‌اند و مذموم؛ ربطی هم به جنسیت یا ضعیف و قوی بودن طرف‌های درگیر ندارند. اگر این را یاد بگیریم، اگر این را بفهمیم، می‌توانیم امیدوار باشیم که کمی به آدم بودن نزدیک‌تر شده‌ایم

 

93/04/21 | 15:12

 

 

و تو .... مثل اون طرف خنک بالش میمونی

 

 

 

پ.ن: جهت تکمیل این پست  این آهنگ به شدت توصیه می شود!

 

دانلود آهنگ 

 

دانلود موزیک ویدیو 

 

 

 

 

 

BAILANDO -Enrique & SEAN PAUl

 

You look at me And girl you take me to another place

Got me feeling like I’m flying, like I’m outer space

Something ‘about your body says ‘come and take me’

Got me begging, got me hoping that the night don’t stop

 

(Bailando, bailando, bailando, bailando)

Tu cuerpo y el mio llenando el vacío

Subiendo y bajando (subiendo y bajando)

(Bailando, bailando, bailando, bailando)

Ese fuego por dentro me esta enloqueciendo

Me va saturand

 

Girl I like the way you move

Come and show me what to do

People tell me that you want me

Girl you got nothing to lose

I can’t wait no more

(ya no puedo mas)

I can’t wait no more

(ya no puedo mas)

 

I wanna be contigo

And live contigo, and dance contigo

Para have contigo una noche loca

Y besar tu boca

I wanna be contigo

And live contigo, and dance contigo

Para have contigo una noche loca

 

I look at you and it feels like paradise

When you got me spinning, got me crazy

Got me hypnotized

I need your love, I need you closer

Keep me begging, keep me hoping that the night don’t stop

 

 

(Bailando, bailando, bailando, bailando)

Tu cuerpo y el mio llenando el vacío

Subiendo y bajando (subiendo y bajando)

(Bailando, bailando, bailando, bailando)

Ese fuego por dentro me esta enloqueciendo

Me va saturand

 

 

Girl I like the way you move

Come and show me what to do

People tell me that you want me

Girl you got nothing to lose

I can’t wait no more

(ya no puedo mas)

I can’t wait no more

(ya no puedo mas)

 

I wanna be contigo

And live contigo, and dance contigo

Para have contigo una noche loca

Y besar tu boca

I wanna be contigo

And live contigo, and dance contigo

Para have contigo una noche loca

     Ybesar tu boca

93/04/17 | 13:55

 

 

من و او وقتی دعوا نمی کردیم همدیگر را دوست داشتیم ... زیاد

 

 

 

پ.ن:  و این آهنگ  ...  25 باند - باش تا ببینی

93/03/13 | 16:17

 

روزهایی هست که دلم می خواهد زندگی در ِ پُشتی داشته باشد، که از در ِ پُشتی فرار کنم، یعنی به تمام معنی در را باز کنم و به قول ِ قدیمی ها بزنم به چاک، توی راهروهای عجیب گم شوم و دری پیدا کنم که به ناکجا می رود، همان دری که رو به خیابانی بی آخر باز می شود و لابد فرارم می دهد از همه چیزهایی که دوست ندارم.
__ شرمین نادری __
40چراغ، شماره 562، فروردین 93، ص 11

 

پ.ن: این روزا دور و برم پر شده از چیزایی که دوس ندارم!!!!!

 

 

93/02/30 | 16:59


اگر مردی نباشد ، زنانگی بی معناست. زن در سایه سبز یک مرد به کمال زنانگی می رسد.
می دانم چقدر دشوار است همیشه نقش یک انسان قوی را بازی کردن، زمانیکه ظرف چشمان از اشک لبریز است و قدرت می خواهد فرو خوردن این اشک ها، اشکهای خستگی، اشکهای تنهایی، اشکهای دلتنگی، اشکهای احساساتی که میبایست پنهان بمانند. من می دانم قدرت می خواهد تکیه گاه باشی درست زمانیکه نیاز به شانه ای داری برای سری خسته، سری پرشور و سری پر سودا ...
مرد بودن سخت است. سخت است ایثار گرانه و گاهی تنها تکیه بر قدرت خویش جاده های زندگی را پیمود. برای اینکه همیشه در گوش آدمها خوانده اند جنس نر جنس قویست. من در دلتنگی هایم حتما" شانه ای پیدا خواهم کرد، اما می دانم یک مرد در هنگام سختی ها شانه هایش را صاف و محکم نگه می دارد. من با ابراز عشقم خود را از بندهایم آزاد می کنم ولی وقتی از کودکی به پسران ما آموختند که غرورت، نشان قدرتت می باشد. غرورت را زیرپا مگذار، چقدر سخت است دوست داشتنی که در گلو همیشه خفه بماند تا غروری شکسته نشود.


از: http://fathebagh.blogsky.com/1392/03/03/post-630/



Photo

93/02/23 | 10:21 |


عده ای میگویند دروغ عامل بسیاری از جدایی هاست

اما نه
این حقایق هستند که انسان ها را از هم دور میکنند!
وگرنه ما دروغ میگوییم که نزدیک باقی بمانیم

شاید دردناک باشد! 
اما ما به نوعی محکوم به دروغ گفتن هستیم! درست به همان اندازه که محکوم به زندگی کردن...


چارلز بوکفسکی 



93/02/20 | 17:46


به راستی از زندگی چه می‌خواهیم؟ مرخصی همیشگی برای با هم بودن و شادبودن؟ چرا کارهای روزمره‌مان با خواست‌ها و علایقمان هیچگونه سنخیتی ندارد؟ همیشه خسته هستیم از زندگی و به دنبال قدری مرخصی و استراحت! کاش اینگونه نبود! کاش کارمان شادمان می‌کرد! کاش از هم دور نمی‌شدیم و می‌توانستیم باهم شاد باشیم! می‌ترسم که وقتی سال‌ها بعد به گذشته نگاه می‌کنیم به خود بگوییم کاش تصمیم دیگری گرفته بودیم! نمی‌دانم... این روزها اغلب اوقات نمی‌دانم ... 



آنا گاوالدا - گریز دلپذیر 




پ.ن: دیروز با مریم و بچه ها رفتیم بیرون داشتم یه توپ برای تاتا میخریدم که چشمم خورد به سی دی مارکوپولو ... خریدمش 

یادمه بچه که بودم کارتونش رو دوس داشتم البته فقط قسمتای کارتونیش رو :D رسیدم خونه وقتی گداشتم یهو منو برد به همون حس و حال بچگی .... با خودم فکر کردم چقدر از اون دوران دور شدم  ... از اون شور و حال!!!!!!!



93/02/18 | 9:48


نان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شد    

آواره عـشـق ما آواره نـخواهد شد

آن را که منم خرقه عریان نشود هرگز       

  وان را که منم چاره بیچاره نخواهد شد

آن را که منم منصب معزول کجا گردد         

 آن خاره که شد گوهر او خاره نخواهد شد

آن قبله مشتاقان ویران نشود هرگز           

 وان مصحف خاموشان سی پاره نخواهد شد

از اشک شود ساقی این دیده من لیکن      

  بی نرگس مخمورش خماره نخواهد شد

بیمار شود عاشق اما بنمی میرد 

ماه ار چه که لاغر شد استاره نخواهد شد

خاموش کن و چندین غمخواره مشو آخر     

آن نفس که شد عاشق اماره نخواهد





62242012010019103857.jpg

93/02/09 | 12:35



اگر يك وقتي ناچار با مرگ رو به رو شدم – كه مي شوم – مهم نيست 

مهم اين است كه زندگي يا مرگ من چه اثري در زندگي ديگران داشته باشد ...



ماهی سیاه کوچولو - صمد بهرنگی





پ.ن: با خودم فکر میکنم چه خوبه قبل مردن آدم به این سوال فکر کنه!!!





92/06/31 | 22:5

 

زن همسرش را به این دلیل ترک نمی کند که با آنچه او برایش فراهم کرده است ، احساس خوشبختی نمی کند بلکه به این خاطر او را ترک می کند که از نظر احساسی تامین نمی شود.
مرد برای اینکه عشق اش را به زن نشان دهد ، از بلندترین کوهها بالا می رود ، در عمیق ترین دریاها شنا می کند و از کویر برهوت می گذرد. با این حال زن او را ترک می کند برای اینکه مرد هیچوقت در خانه نبوده است !

 

نیچه

 

پ.ن:

 

حالا که بعد از مدت ها فکر می کنم به نظرم میاد چقدر ملال انگیز بوده و چقدر دلم برای اون تنگ شده، شاید هیچوقت اون برام واقعی نبود، اما رنجی که از هم بردیم واقعی بود و به همون اندازه عشقی که به هم داشتیم، سکوت کردن، در انزوا به سر بردن و دوباره سکوت کردن

 

دیالوگی از فیلم پرسه در مه

 

 

 

92/06/11 | 14:15

 

 مردم به دلایل مختلفی گریه می كنند...
وقتی كسی میمیره
وقتی تنها میشن
وقتی كه دیگه ... تحمل ندارند


- تحمل چی ؟
- زندگی كردن

 


یک فیلم کوتاه درباره عشق

 

 

 

پ.ن: چقد آشناس این حس!!!!

 


 

92/06/09 | 22:50