X
تبلیغات
تلخ مثل عسل

آنکه زهر نمی اندیشد شیرینی ندارد



اگر يك وقتي ناچار با مرگ رو به رو شدم – كه مي شوم – مهم نيست 

مهم اين است كه زندگي يا مرگ من چه اثري در زندگي ديگران داشته باشد ...



ماهی سیاه کوچولو - صمد بهرنگی





پ.ن: با خودم فکر میکنم چه خوبه قبل مردن آدم به این سوال فکر کنه!!!





92/06/31 | 22:5

 

زن همسرش را به این دلیل ترک نمی کند که با آنچه او برایش فراهم کرده است ، احساس خوشبختی نمی کند بلکه به این خاطر او را ترک می کند که از نظر احساسی تامین نمی شود.
مرد برای اینکه عشق اش را به زن نشان دهد ، از بلندترین کوهها بالا می رود ، در عمیق ترین دریاها شنا می کند و از کویر برهوت می گذرد. با این حال زن او را ترک می کند برای اینکه مرد هیچوقت در خانه نبوده است !

 

نیچه

 

پ.ن:

 

حالا که بعد از مدت ها فکر می کنم به نظرم میاد چقدر ملال انگیز بوده و چقدر دلم برای اون تنگ شده، شاید هیچوقت اون برام واقعی نبود، اما رنجی که از هم بردیم واقعی بود و به همون اندازه عشقی که به هم داشتیم، سکوت کردن، در انزوا به سر بردن و دوباره سکوت کردن

 

دیالوگی از فیلم پرسه در مه

 

 

 

92/06/11 | 14:15

 

 مردم به دلایل مختلفی گریه می كنند...
وقتی كسی میمیره
وقتی تنها میشن
وقتی كه دیگه ... تحمل ندارند


- تحمل چی ؟
- زندگی كردن

 


یک فیلم کوتاه درباره عشق

 

 

 

پ.ن: چقد آشناس این حس!!!!

 


 

92/06/09 | 22:50

 

نوشته ای از برد پیت در مورد رفتار با همسرش :

همسر من مریض شد. او همواره به دلیل مشکلات در محل کار ، زندگی شخصی، شکست در زندگی و فرزندان عصبی بود. او 30 پوند از وزنش را از دست داده بود و فقط حدود 90 پوند وزن داشت . او بسیار لاغر شده بود و به طور مداوم و بی اختیار گریه میکرد. او یک زن خوشحال نبود . او از سردرد، درد قلب و ناراحتی اعصاب ادامه دار زجر میکشید . او خواب درستی نداشت ،او تنها در روز کمی م...
یخوابید و بسیار به سرعت در طول روز خسته میشد . رابطه ما در آستانه یک شکست و جدایی بود. او داشت زیباییش را از دست میداد ، او زیر چشم خود کیسه های چربی داشت، او دیگر از خود مراقبت نمیکرد . او حاضر به بازی کردن در هیچ فیلمی نبود و همۀ نقشها را رد میکرد. من امیدم را از دست داده بودم و فکر میکردم که ما به زودی طلاق خواهیم گرفت ... اما ناگهان تصمیم گرفتم به عمل کردن . میدانستم من زیباترین زن بر روی زمین را دارم . او بت زیبایی بیش از نیمی از مردان و زنان بر روی زمین است، و من تنها کسی بودم که اجازۀ به خواب رفتن در کنار او و در آغوش گرفتنش را داشتم . من شروع به سرریز کردن او با گل و بوسه و عشق کردم و هر لحظه او را سورپرایز و خوشحال میکردم . من به او هدایای بسیاری میدادم و فقط برای او زندگی می کردم . من در ملاء عام فقط در مورد او صحبت میکردم . من او را در مقابل خود و دوستان مشترکمان ستایش میکردم . شما آن را باور نمی کنید، اما او روز به روز شکوفا میشد . او هر روز احوالش بهتر شد. او وزن خود را به دست آورد، دیگر عصبی نبود و حتی بیشتر از همیشه مرا دوست داشت . من نمیدانستم که او تا این حد توانایی عشق دارد .

و پس از آن متوجه یک مطلب شدم : زن بازتابی از رفتارِ مَردش است .

اگر شما زنی را تا نقطۀ جنون دوست بدارید ،او هم به همان مجنون تبدیل خواهد شد.

 
92/06/08 | 14:24

 

 

 

می‌خواهم به یاد من باشی‌ ... اگر تو به یاد من باشی‌،عین خیالم نیست که همه فراموشم کنند ...

 

کافکا در کرانه

 

 

 

 

 

پ.ن: اینم گوش یدین ... عاشق این آهنگم!

 

 

 http://s2.picofile.com/file/7653801498/Rihanna_Diamonds_128_.mp3.html 

 

Shine bright like a diamond
Shine bright like a diamond

Find light in the beautiful sea
I choose to be happy
You and I, you and I
We’re like diamonds in the sky

You’re a shooting star I see
A vision of ecstasy
When you hold me, I’m alive
We’re like diamonds in the sky

I knew that we’d become one right away
Oh, right away
At first sight I left the energy of sun rays
I saw the life inside your eyes

So shine bright, tonight you and I
We’re beautiful like diamonds in the sky
Eye to eye, so alive
We’re beautiful like diamonds in the sky

Shine bright like a diamond
Shine bright like a diamond
Shining bright like a diamond
We’re beautiful like diamonds in the sky

Shine bright like a diamond
Shine bright like a diamond
Shining bright like a diamond
We’re beautiful like diamonds in the sky

Palms rise to the universe
As we moonshine and molly
Feel the warmth, we’ll never die
We’re like diamonds in the sky

You’re a shooting star I see
A vision of ecstasy
When you hold me, I’m alive
We’re like diamonds in the sky

At first sight I felt the energy of sun rays
I saw the life inside your eyes

So shine bright, tonight you and I
We’re beautiful like diamonds in the sky
Eye to eye, so alive
We’re beautiful like diamonds in the sky

Shine bright like a diamond
Shine bright like a diamond
Shining bright like a diamond
We’re beautiful like diamonds in the sky

Shine bright like a diamond
Shine bright like a diamond
Shining bright like a diamond
We’re beautiful like diamonds in the sky

Shine bright like a diamond
Shine bright like a diamond
Shine bright like a diamond

So shine bright, tonight you and I
We’re beautiful like diamonds in the sky
Eye to eye, so alive
We’re beautiful like diamonds in the sky

Shine bright like a diamond
Shine bright like a diamond
Shine bright like a diamond
Shine bright like a diamond
Shine bright like a diamond
Shine bright like a diamond
Shine bright like a diamond

 

 

 پ.ن: عنوان از محمود دولت آبادی

 

 

 

 

92/05/29 | 18:45

 

 

One of the Best E-Mails    Description: image001.jpg
 
 
 
 
ترجمه متن  زیبا و پر معنی فوق را به فارسی هم بخوانید
 
ابتدا به شدت سعی داشتم تا دبیرستان را تمام کنم و دانشکده را شروع کنم، سپس به شدت سعی داشتم تا دانشگاه را تمام کرده و وارد بازار کار شوم، بعد تمام تلاشم این بود که ازدواج کنم و صاحب فرزند شوم، سپس تمام سعی و تلاشم را برای فرزندانم بکار بردم تا آنها را تا حد مناسبی پرورش دهم،  سپس می تونستم به کار برگردم، اما برای بازنشستگی تلاش کردم، اما اکنون که در حال مرگ هستم، ناگهان فهمیده ام که فراموش کرده بودم زندگی کنم
 
لطفا اجازه ندهید این اتفاق برای شما هم تکرار شود.
قدر دادن موقعیت فعلی خود باشید و از هر روز خود لذت ببرید.
 برای به دست آوردن پول، سلامتی خود را از دست می دهیم
سپس برای بازیابی مجدد سلامتی مان پول مان را از دست می دهیم
گونه ای زندگی می کنیم که گویا هرگز نخواهیم مرد
و گونه ای می میریم که گویا هرگز زندگی نکرده ایم
 

 
 
92/05/17 | 11:10

 

 

 

 

92/05/15 | 12:0

 

دلم

پرتقالی خونی وسط میدان جنگ

گردوی نارسی که دست را سیاه می کند

شاخه ای که پرندگان را رنج می دهد

دلم

باران دیوانه در پناه دو کوه

 

غلامرضا بروسان

 

 

92/05/15 | 11:50

 

 

بکستر (Jack Lemmon) : آینه شکسته

فرن کوبلایک (Shirley MacLaine) : آره میدونم اینجوری دوسش دارم! همونجوری منو  نشون میده که احساس میکنم ...



The Apartment - Billy Wilder    

 

 

پ.ن:یادمه یه بار داشتم یه مطلب خنده دار تعریف میکردم همکارم خیلی خندید آخرش گفت خدا تو رو نکشه خیلی وقت بود اینجوری نخندیده بودم! اون روز اون حرفش برام خیلی عجیب اومد با خودم گفتم چطور همچین چیزی ممکنه؟! .... چند روز پیش به حرفش رسیدم .... خیلی برام دردناک بود!!!

 

 

 

92/05/15 | 11:29

 

تمام اصلهای حقوق بشر را خواندم و جای یک اصل را خالی یافتم و اصل دیگری را به آن افزودم

اصل سی و یکم: ... عزیز من هرانسانی حق دارد هر کسی را که میخواهد دوست داشته باشد! 

 

پابلو نرودا

 

عنوان از : اردلان سرافراز

 

 

92/05/10 | 17:44

 

در واقع هیچ چیز هرگز نخواهد توانست جای همسفر از دست رفته را بگیرد. ‌کسی نمی‌تواند یک رفیق قدیمی را بیافریند و از نو بسازد. هیچ چیز نخواهد توانست ارزش گنجینه‌ی آن همه خاطرات مشترک و آن همه ساعات پر خطری را که با هم گذراندیم و آن‌همه قهرها و آن‌همه آشتی‌ها و همچنین تپش‌های قلب‌مان را داشته باشد. چنین دوستی‌هایی را هرگز دوباره نمی‌توان ساخت ....


آنتوان دوسنت اگزوپری - باد، شن، ستاره ها

 

 

پ.ن: خیلی اتفاقی با محمد تو نت چت کزدم ... همه خاطراتم تداعی شدن!

حس عجیبی داشتم .. خواستن و ... نمیدونم! ... شاید نخواستن ٍ اون خواستن!!!!!!

 

 

  

 

 

92/05/10 | 17:13

 

این مرگ چیست که حضورش آدم را به مرور زندگیش وا می دارد؟ انگار زندگی در پیش چشمهایش رژه می رود  و آدم از خودش می پرسد: من در این زندگی چه کرده ام؟ نمی پرسد چه خواهم کرد؟ چرا که نمی داند  کی  نوبت او می رسد؟

 

سیمین دانشور - ساربان سرگردان

 

پ.ن: با مامان رفتیم ختم خاله طیبه ...



92/05/08 | 14:35